شیما تیموری شیما تیموری | ۸ خرداد ۱۴۰۵ | 15 دقیقه

کیس استادی پلازا دیجیتال -طراحی رابط و تجربه کاربری صفحه محصول

اگر یک سایت فروشگاهی خوب نفروشد، معمولا اولین جایی که بچه‌های پرفورمنس مارکتر سراغش می‌روند و آن را به عنوان متهم ردیف اول به بقیه تیم مارکتینگ معرفی می‌کنند، صفحه جزئیات محصول (PDP) است؛ صفحه‌ای که نقش خیلی مهمی در کانورژن یا نرخ تبدیل سایت دارد. اما چطور باید بفهمیم که صفحه‌ی محصول خوب چه […]


اگر یک سایت فروشگاهی خوب نفروشد، معمولا اولین جایی که بچه‌های پرفورمنس مارکتر سراغش می‌روند و آن را به عنوان متهم ردیف اول به بقیه تیم مارکتینگ معرفی می‌کنند، صفحه جزئیات محصول (PDP) است؛ صفحه‌ای که نقش خیلی مهمی در کانورژن یا نرخ تبدیل سایت دارد. اما چطور باید بفهمیم که صفحه‌ی محصول خوب چه ویژگی‌هایی دارد؟ در این کیس استادی (Case study) به شما می‌گوییم. قرار است روند تیم UI/UX منتوریکس در طراحی صفحه محصول را با هم مرور کنیم تا ببینیم چطور باید صفحه محصول خوبی طراحی کرد!

صفحه محصول چیست؟

طبق روال همیشگی، اول با تعریف صفحه محصول شروع می‌کنیم. صفحه جزئیات محصول (Product Details Page) یا به اختصار PDP، همان صفحه‌ای است که در سایت‌های فروشگاهی برای جزئیات و اطلاعات هر محصول در نظر گرفته می‌شود. کاربر ممکن است که از بازدید صفحه خانه و لیست محصولات (Product List Page) صرف نظر کند اما هیچوقت از pdp غافل نمی‌شود. بنابراین طراحیش را باید با دل و جان انجام داد.

در یک اصل کلی، صفحه محصول باید اطلاعاتی شفاف، قابل اعتماد، دقیق و به روز داشته باشد تا به کاربر/customer در مسیر خرید کمک کند. برای طراحی این صفحه، باید پا در کفش کاستومر یا مشتری بگذاریم، تمامی نیازها و دغدغه‌هایش را بشناسیم و برای هرکدام راه‌حلی پیدا کنیم. در نهایت، برای هر راه‌حل یک المان طراحی در نظر بگیریم.

کل پروسه طراحی در همین چند خطی بود که نوشتیم. اما اگر بخواهید به صورت عملی با فرآیندش آشنا شوید، باید سراغ ادامه قصه بروید و روند طراحی صفحه محصول فروشگاه آنلاین لپ تاپ را بخوانید که در سال 1402 برای پلازا دیجیتال انجام دادیم.

عکس

واژه‌نامه

کیس استادی (Case Study):
قصه انجام پروژه
کاستومر جِرنی (Customer Journey):
سفر مشتری؛ مسیری که کاستومر/مشتری برای خرید یک محصول طی می‌کند
کال تو اکشن (CTA):
دکمه فراخوان به عمل؛ دکمه‌هایی که برای خرید، تماس یا ثبت‌ خبرنامه در طراحی استفاده می‌کنیم
هیرو سکشن (Hero Section):
اولین قسمت از لندینگ پیج که کاربر آن را بدون نیاز به اسکرول کردن می‌بیند و شامل کال تو اکشن، اسلایدر، تیتر و زیر تیتر است
فضای بالای صفحه (Above the fold):
اولین فضایی که در سایت دیده می‌شود (بدون اینکه اسکرول کنیم) و شامل هیرو سکشن، لوگو، منو و navigation menu هم می‌شود.
کلاینت (Client):
کارفرما یا مشتری
ران کردن (Run):
اجرا کردن؛ معمولا از عبارت ران کمپین استفاده می‌کنیم

پروژه از کجا شروع شد؟

پلازا دیجیتال، یک فروشگاه آنلاین لپ‌تاپ، تبلت، کامپیوتر شخصی و یکپارچه (All in One)، موبایل و سایر لوازم جانبی است که ارسال به سراسر ایران دارد. البته تمرکز اصلی این برند، فروش لپ‌تاپ است که شرایط مختلفی را برای خریداران در نظر گرفته.

کار ما از جایی شروع شد که در کنار گرفتن سرویس خدمات سئو از منتوریکس، سرویس ریدیزاین سایت را هم به عهده گرفتیم. اولین صفحه‌ای هم که سراغش رفتیم، صفحه محصول یا pdp بود.

در رودمپ ریدیزاین سایت‌های فروشگاهی که توسط منتوریکس انجام می‌شود، صفحات پی دی پی، پی اِل پی، هوم، cart و checkout process جزو صفحات اصلی است.

چه مشکلی داشتیم؟ | بیان مسئله (Problem Space)

برای پیدا کردن مشکل صفحه محصول، سراغ بچه‌های سئو و پرفورمنس رفتیم و همزمان با کلاینت هم جلسه‌ای گذاشتیم تا از وضعیت فروش سایت مطلع شویم.

مشکل، پرفورمنس پایین صفحه محصول بود. تیم پلازا دیجیتال کمپین‌های تبلیغاتی ترب را هم run کرده بود و از طرف دیگر روی سئو هم برنامه‌ریزی کرده بودیم. بهبود نرخ فروش (Conversion Rate)، هدف ما بود.

از آنجایی هم که صفحه محصول نقش اصلی در فانل را دارد، پس باید زودتر بهبودش می‌دادیم.

دنبال راه‌حل گشتیم | راه‌حل (Possible Solutions)

چند راه‌حل برای بهبود کانورژن ریت (Conversion Rate) پیدا کردیم و بعد تصمیم گرفتیم که این راه‌حل‌ها را در پروژه ریدیزاین (Redesign: بازطراحی) صفحه محصول به کار ببریم.

1- بهبود وضوح اطلاعات محصول (Product Information Clarity): باید اطلاعات محصول را ساده‌تر و قابل دسترس‌تر کنیم.

راه‌حل: چیدمان صفحه باید ساده و قابل درک باشد. در کنارش باید از فضاهای خالی (Whitespace) به‌درستی استفاده کنیم تا بخش‌های مهم مانند دکمه‌ها، خدمات و مزایا بهتر دیده شوند.
تأثیر: این کار موجب می‌شود که کاربران بدون سردرگمی به اطلاعات اصلی دسترسی پیدا کنند و تجربه کاربری بهتری داشته باشند.

2- بهینه‌سازی دکمه‌های فراخوان به اقدام (Call-to-Action – CTA): مثل دکمه‌های افزودن به سبد خرید، ثبت دیدگاه یا مقایسه محصول

راه‌حل: از رنگ‌های سازمانی در طراحی برای تقویت هویت برند و ایجاد حس اعتماد باید استفاده کنیم. رنگ‌بندی متعادل و هماهنگ باعث می‌شود صفحه جذاب‌تر و خواناتر به نظر برسد.
تأثیر: استفاده از پالت رنگی سازمان باعث شناخت بهتر یوزر از برند می‌شود و از طرف دیگر مشاهده سایر بخش‌های صفحه را هم راحت‌تر می‌کند.

3- بهبود تصاویر و ویدیوهای محصول (Product Images and Videos): از تصاویر با کیفیت بالا استفاده کنیم.

راه‌حل: از تصاویر باکیفیت سازمان مثل خدماتشان، تیم پشتیبانی و واحد ارسال و بسته‌بندی استفاده کنیم تا عملکرد شرکت به طور شفاف به دید مخاطب برسد.
تأثیر: تصاویر باکیفیت اعتماد کاربران را افزایش می‌دهد و در نتیجه راحت‌تر با پست تی ان تی ارتباط می‌گیرند.

4- شفاف‌سازی اطلاعات ارسال و بازگشت محصول (Shipping and Return Information): هزینه ارسال و شرایط بازگشت محصول را به‌طور واضح نشان بدهیم.

راه‌حل: اطمینان حاصل شود که صفحه در تمامی دستگاه‌ها (موبایل، تبلت، دسکتاپ) به خوبی نمایش داده شود.
تأثیر: تجربه کاربری در موبایل و سایر دستگاه‌ها بهبود یافته و باعث می‌شود کاربران بیشتری جذب شوند.

5- پیشنهادات شخصی‌سازی شده (Personalized Product Recommendations): محصولات مرتبط یا “معمولاً با هم خریداری شده” را به کاربر پیشنهاد دهیم.

راه‌حل: اضافه کردن بخشی برای سازمان‌هایی که با تی ان تی همکاری کردند تا افراد اعتماد بیشتری به شرکت داشته باشند.
تأثیر: این کار به تقویت اعتبار برند و اطمینان بیشتر کاربران به خدمات تی ان تی منجر می‌شود.

6- ساده‌سازی فرآیند خرید (Streamline the Purchase Process): فرآیند خرید را کوتاه، شفاف و راحت‌تر کنیم.

راه‌حل: مزایای خدمات تی‌ان‌تی به وضوح در بخش مزایا به نمایش گذاشته شده‌اند تا کاربران بدانند چرا باید از این شرکت استفاده کنند.
تأثیر: ارائه دلایل واضح برای انتخاب خدمات باعث جذب بیشتر کاربران و افزایش نرخ تبدیل می‌شود.

7- اضافه کردن سوشال پروف (Social Proof): نظرات کاربران و امتیازدهی را به صفحه محصول اضافه کنیم.

راه‌حل: مزایای خدمات تی‌ان‌تی به وضوح در بخش مزایا به نمایش گذاشته شده‌اند تا کاربران بدانند چرا باید از این شرکت استفاده کنند.
تأثیر: ارائه دلایل واضح برای انتخاب خدمات باعث جذب بیشتر کاربران و افزایش نرخ تبدیل می‌شود.

8- استفاده از روش‌های اضطرار و کمیابی (Scarcity and Urgency Tactics): نمایش تعداد محدود موجودی یا پیشنهاد‌های محدود به زمان را اعمال کنیم.

راه‌حل: مزایای خدمات تی‌ان‌تی به وضوح در بخش مزایا به نمایش گذاشته شده‌اند تا کاربران بدانند چرا باید از این شرکت استفاده کنند.
تأثیر: ارائه دلایل واضح برای انتخاب خدمات باعث جذب بیشتر کاربران و افزایش نرخ تبدیل می‌شود.

9- بهینه‌سازی صفحه برای موبایل (Mobile Optimization): مطمئن باشیم که صفحه محصول در موبایل به‌درستی نمایش داده می‌شود.

راه‌حل: مزایای خدمات تی‌ان‌تی به وضوح در بخش مزایا به نمایش گذاشته شده‌اند تا کاربران بدانند چرا باید از این شرکت استفاده کنند.
تأثیر: ارائه دلایل واضح برای انتخاب خدمات باعث جذب بیشتر کاربران و افزایش نرخ تبدیل می‌شود.

10- اشاره به مزیت‌های خرید محصول از پلازا دیجیتال (Highlighting the Benefits): به خرید قسطی، ارسال فوری تهران و گارانتی اشاره کنیم.

راه‌حل: مزایای خدمات تی‌ان‌تی به وضوح در بخش مزایا به نمایش گذاشته شده‌اند تا کاربران بدانند چرا باید از این شرکت استفاده کنند.
تأثیر: ارائه دلایل واضح برای انتخاب خدمات باعث جذب بیشتر کاربران و افزایش نرخ تبدیل می‌شود.

فرآیند طراحی را چطور انجام دادیم؟ | Design Process

حالا وقتش رسیده که پروسه را شروع کنیم و برای ریدیزاین صفحه کارهای زیر را انجام دهیم:

01 Empathize

همدلی، یک دل شدن، درک کردن و فهمیدن

02 Define

تعریف مسئله

03 Ideate

ایده‌پردازی

04 Design

طراحی وایرفریم و پروتوتایپ

05 Test

تست و بازبینی

در Define و Empathize چکار کردیم؟

در مرحله اول و دوم با مدیر مارکتینگ پلازا دیجیتال جلساتی داشتیم تا با ابعاد کسب و کارشان بیشتر آشنا شویم. از طرف دیگر جلسه‌ای هم با بچه‌های سئوی منتوریکس داشتیم تا درباره نیازهای آن‌ها هم صحبت کنیم تا هنگام طراحی پی دی پی، نیازهای سئویی را از قلم نیندازیم.

در جریان این جلسات سوال‌های زیر را پرسیدیم و به جواب‌هایی رسیدم که به ما کمک کرد تا پی دی پی بهتری داشته باشیم. محوریت تمامی این سوالات، شناخت بیشتر پرسونای پلازا دیجیتال بود: گروهی که دنبال خرید لپ تاپ بودند و شامل طیف‌های مختلفی از افراد می‌شدند: برنامه‌نویس‌ها، دانشجوها، دانش‌آموزها و گرافیست‌ها.

هرکدامشان دغدغه‌ها، نیازها، ترس‌ها و نگرانی‌های خودشان را داشتند و مدل خریدشان هم متفاوت بود.
موارد زیر را در طی جلسات برای هر پرسونا درآوردیم:

1. برنامه‌نویس‌ها:

    • دغدغه: عملکرد و کارایی؛ برنامه‌نویسان به دنبال سیستمی هستند که بتواند بدون لگ یا توقف، پردازش‌های سنگین و اجرای چندین برنامه همزمان را مدیریت کند.
    • ترس: کندی یا ناتوانی سیستم؛ آن‌ها از این می‌ترسند که لپ‌تاپشان هنگام اجرای پروژه‌های پیچیده یا هنگام اجرای کدهای سنگین کند یا دچار مشکل شود.

    نیاز: پردازنده و حافظه رم قوی؛ این گروه به سیستمی نیاز دارند که قدرت پردازش بالایی داشته باشد و بتواند با نرم‌افزارهای توسعه سنگین مثل محیط‌های برنامه‌نویسی و دیتابیس‌های بزرگ به خوبی کار کند.

2. دانشجوها:

  • سرعت و دقت: کاربران نگران این هستند که بسته‌هایشان به موقع و بدون مشکل به مقصد برسد.
  • پیگیری بسته: آن‌ها معمولاً استرس دارند که نتوانند به راحتی بسته خود را پیگیری کنند و وضعیت دقیق آن را بدانند.
  • شفافیت هزینه‌ها: کاربران به دنبال شفافیت در قیمت‌گذاری هستند و نگرانند که هزینه‌های پنهانی وجود داشته باشد.
  • امنیت: دغدغه امنیت بسته‌ها در حین حمل و نقل از دیگر نگرانی‌های کاربران است، به خصوص اگر کالاهای مهم یا حساس ارسال می‌کنند.

3. دانش‌آموزها:

  • دغدغه: قیمت مناسب؛ دانش‌آموزان (و والدینشان) بیشتر به دنبال گزینه‌های اقتصادی هستند و هزینه‌های بالا برای آن‌ها مهم است.
  • ترس: خراب شدن یا ناپایداری، آن‌ها نگران هستند که لپ‌تاپشان به سرعت خراب شود و نیاز به تعمیرات مکرر داشته باشد.
  • نیاز: دوام و مقرون‌به‌صرفه بودن، دانش‌آموزان به دستگاهی نیاز دارند که توانایی انجام کارهای آموزشی ساده را داشته باشد و در عین حال قیمت مناسبی داشته باشد و برای مدت طولانی قابل استفاده باشد.

4. گرافیست‌ها:

  • دغدغه: کیفیت صفحه نمایش و دقت رنگ؛ گرافیست‌ها دنبال لپ‌تاپی هستند که رنگ‌ها را با دقت بسیار بالا نمایش دهد و جزئیات گرافیکی را به بهترین شکل نشان دهد.
  • ترس: ناتوانی در پردازش گرافیکی؛ آن‌ها از این می‌ترسند که لپ‌تاپشان نتواند از عهده نرم‌افزارهای سنگین گرافیکی مثل Adobe Photoshop یا Illustrator بربیاید یا رنگ‌ها و جزئیات تصاویر را دقیق نمایش ندهد.
  • نیاز: کارت گرافیک و صفحه نمایش حرفه‌ای؛ آن‌ها به سیستمی نیاز دارند که کارت گرافیک قوی، صفحه نمایش با دقت رنگ بالا و قابلیت پشتیبانی از نرم‌افزارهای گرافیکی پیچیده داشته باشد.

در مرحله Ideate چکار کردیم؟

حالا که پرسوناهای پلازا دیجیتال در بخش خرید لپ تاپ را درآوردیم، وقتش رسیده که سراغ مرحله ایده‌پردازی برویم. معمولا در این مرحله، بنچمارک (Benchmark) رقبای داخلی و خارجی خیلی کمکمان می‌کند. شنیده‌اید که می‌گویند: آزموده را آزمودن خطا است؟ این مثل کم و بیش درباره طراحی‌های وبسایت‌ها صدق می‌کند. به خصوص اگر طراحی بررسی شده مربوط به سایتی بزرگ و معروف باشد که می‌دانیم خوب می‌فروشد یا سئوی خوبی دارد. مثل سایت دیجی کالا. بچه‌های UI/UX دیجی کالا صد در صد کلی Best Practice پیدا کردند و آن‌ها را در صفحه PDP استفاده کردند که در حال حاضر قوی هستند.

به هر حال، منظورمان این است که برای ایده گرفتن، خیلی خوب است که سراغ سایت‌های مطرح برویم. با این حال، نباید در دام تقلید بیفتیم و خلاقیتی از خودمان نشان ندهیم.

در این مرحله، چندین سایت مختلف را بررسی کردیم و در صفحه‌ای در فایل فیگمای پلازا دیجیتال، آن‌ها را قرار دادیم تا در سند دیزاینمان باشد. برای هر صفحه هم مواردی که می‌توانستیم از آن ایده بگیریم، مشخص کردیم.

براساس Mental Model یا مدل ذهنی پرسوناها برای خرید لپ‌تاپ، به این نتیجه رسیدیم که اعتماد به برند، نقد و بررسی کاربران، اطلاعات شفاف در مورد مشخصات، خرید قسطی و خدمات پس از فروش مثل گارانتی از جمله مواردی هستند که در مدل‌های ذهنی دیده می‌شوند.

برنامه‌نویس‌ها:

  • تمرکز: عملکرد و مشخصات فنی دقیق (پردازنده، رم، حافظه).
  • نیاز: بررسی‌های تخصصی و مقایسه‌های فنی.

2. دانشجوها:

  • تمرکز: توازن بین قیمت و کارایی.
  • نیاز: تخفیف‌ها، قابلیت حمل، و نقدهای دانشجویان دیگر.

3. دانش‌آموزها:

  • تمرکز: قیمت و دوام
  • نیاز: نقدهای کاربران، گارانتی و کاربری آسان

4. گرافیست‌ها:

  • تمرکز: کیفیت نمایش و قدرت پردازش گرافیکی.
  • نیاز: دقت رنگ، کارت گرافیک و نقدهای گرافیست‌های دیگر

در نهایت، براساس منتال مدل، پرسونا، نیازهای پلازا دیجیتال و تجربه‌ی تیم UI/UX منتوریکس، موارد زیر برای صفحه پی دی پی پلازا دیجیتال در نظر گرفته شد:

  1. بردکرامب (Breadcrumb navigation): نشان دادن مسیر کاربر در سایت
  1. عنوان محصول (Product title) با یک الگوی مشخص: نام محصول، برند و مدل (مثل MacBook Pro 16.2 inch 2023)
  2. تصاویر محصول و کاروسل (Product images and carousel): نمایش تصاویر مختلف از محصول
  3. قیمت محصول (Product price): قیمت با احتمال نمایش تخفیف و قیمت اصلی
  4. دکمه فراخوان به اقدام (Call to Action – CTA button): دکمه «افزودن به سبد خرید» برای خرید سریع
  5. توضیحات محصول (Product description): خلاصه‌ای از ویژگی‌ها و مزایای اصلی محصول
  6. گزینه پرداخت اقساطی (Financing option)
  7. گزینه‌های حمل و نقل و تحویل (Shipping and delivery options): اطلاعات زمان و روش‌های تحویل محصول
  8. مشخصات فنی محصول (Product specifications): جزئیات فنی و ویژگی‌های محصول (مانند پردازنده، حافظه).
  9. اطلاعات گارانتی (Warranty information): اطلاعات مربوط به گارانتی محصول
  10. سفارشی‌سازی محصول (Customize the product): اعلام سفارشی‌سازی محصول مثل ارتقای رم
  11. بخش مقایسه محصول (Product comparison section): امکان مقایسه با محصولات مشابه
  12. پیشنهادات بسته‌ای (Bundle offers): گزینه‌های خرید همراه با لوازم جانبی یا محصولات دیگر
  13. نظرات و امتیازات کاربران (Customer reviews and ratings): بازخورد و نظرات کاربران شامل امتیازات ستاره‌ای
  14. سوالات متداول (Questions and answers – FAQ): بخشی برای سوالات و پاسخ‌های رایج درباره محصول
  15. محصولات مرتبط (Related products): نمایش محصولات مشابه یا پیشنهادی
  16. نشانه‌های اعتماد (Trust signals): لوگوها یا نشان‌های مربوط به گارانتی، امنیت پرداخت یا تضمین کیفیت.

سیاست‌های حمل و نقل و بازگشت (Shipping and return policy) – اطلاعات واضح درباره ارسال و بازگشت محصول.

در مرحله Design/طراحی چکار کردیم؟

طبق معمول همیشه، وقتش رسیده بود که طراحی را شروع کنیم. اول با زدن وایرفریم شروع کردیم و بعد آن را در جلسه‌ای بررسی کردیم که آیا امکان بهبودش وجود دارد؟ بعضی از قسمت‌ها را تغییر دادیم و بعضی دیگر را دست نخورده باقی گذاشتیم. بعد از تصمیم‌گیری نهایی روی وایرفریم، وارد فاز بعدی شدیم: پروتوتایپ یا طراحی اصلی. یعنی زمانی که باید براساس پالت رنگی و UI Kit پلازا دیجیتال، به طرح رنگ و لعاب می‌دادیم.

بعد از طراحی پروتوتایپ، جلسه‌ی دیگری با پلازا دیجیتال و دولوپر سایت برگزار کردیم و درباره طرح صحبت کردیم. معمولا در این جلسه، راجع به این موضوع صحبت می‌کنیم که آیا فیچر (Feature) یا ویژگی‌هایی که در طراحی قرار دادیم، قابل اجرا هستند یا نه؟ اگر نیستند، راه جایگزینی برای نمایششان استفاده کنیم.

چطور طرح را تحویل تیم فنی دادیم؟ (Development Handoff)

بالاخره بعد از اینکه طرح پروتوتایپ را نهایی کردیم، در یک جلسه با دولوپر (Developer) طرح را ارائه دادیم و نکات مهم را اعلام کردیم. همچنین اعلام کردیم که تا زمان اجرای طرح، آماده‌باش برای کمک هستیم تا اگر دولوپر نیاز به کمک داشت، به او کمک کنیم.

در مرحله تست چکار کردیم؟

خبر رسید که طرح اجرا شده و حالا می‌توانیم آن را به صورت زنده روی سایت ببینیم. به طور کلی سه بار دیباگینگ کردیم و مشکلات یا باگ‌ها را در فیگما و گوگل شیت وارد کردیم.

یکی از کارهایی که برای اعلام باگ‌ها می‌کنیم این است که عکسی از طرح اجرا شده روی سایت می‌گیریم (موبایلی و دسکتاپی) و بعد آن را در فایل فیگمای کلاینت در صفحه‌ای به اسم edit می‌گذاریم. تمامی موارد نیازمند به اصلاح را هم روی عکس در قالب کامنت می‌گذاریم.

از طرف دیگر هم اگر بخواهیم برای موارد ارسالی تاریخ انجام (Due Date)، مسئول انجام و درجه اولویت مشخص کنیم، از گوگل شیت استفاده می‌کنیم.

در این پروژه از هر دو روش استفاده کردیم.
با اینکه دیباگینگ را انجام دادیم، اما باز هم ممکن است در آینده نیاز به برطرف کردن یک سری مشکلات باشد. معمولا از افرادی که با طرح آشنایی ندارند، می‌خواهیم که به صفحه نگاه کنند. دلیلش هم برمی‌گردد به سوگیری  Familiarity (خطای آشنایی) یا Design Blindness. در این سوگیری، طراح به خاطر کار مداوم با طراحی، چشم‌هایش عادت کرده و خیلی امکان دارد که نواقض، عیب‌ها، باگ‌ها و … را نبیند. اصطلاحا fresh eyes خودش را از دست می‌دهد. برای اینکه از این اتفاق جلوگیری کنیم، از افراد تازه نفس می‌خواهیم که به صفحه نگاه کنند.

جمع‌بندی

کار طراحی و اجرای این قسمت از پروژه UI/UX پلازا دیجیتال تمام شد. هرچند اگر الان به پی دی پی این سایت نگاه کنید، متوجه تغییراتی خواهید شد که با اصل نسخه طراحی شده متفاوت است که آن هم به دلیل اتمام همکاری ما و اضافه کردن فیچرهای تیم خودشان است. معمولا این اتفاق می‌افتد و ممکن است که طرحی که ما اجرا می‌کنیم با طرحی که بعد از گذر ماه‌ها، اکنون می‌بینیم، کاملا فرق کند.

فارغ از این موضوع، اگر بخواهیم درباره pdp صحبت کنیم، باید به موارد زیر اشاره کنیم:

1- همیشه قبل از زدن طرح، بنچمارک رقبا را انجام دهید

2- جلسه بررسی پرسونا را با کلاینت برگزار کنید و سوالات موشکافانه بپرسید

3- تمامی یافته‌ها و داده‌هایتان را مستند کنید

4- عکس قبل از اجرای طراحی را از صفحه بگیرید و در فیگما بگذارید

5- بعد از طراحی، جلسه‌ای با دولوپر برگزار کنید تا مطمئن شوید که طرح قابل اجرا است

6- مواظب سوگیری Familiarity و Design Blindness باشید و از بقیه حتما کمک بگیرید.

در آخر، خوشحال می‌شویم که نظرتان را درباره این کیس استادی بدانیم و اگر کسی را می‌شناسید که دنبال اطلاعاتی از دیزاین پروسس یا طراحی پی دی پی است، این مطلب را برایش بفرستید.

شیما تیموری
شیما یه عالمه باستانشناسی خونده. منتها بیشترین حفاری که کرده درون خودش بوده. یعنی مرتب تلاش می‌کنه همه زوایای پنهان و جالب وجودش رو کشف و دنبال کنه. به طور کلی اون عشق وافری به دنبال کردن و پیدا کردن داره. یعنی به ندرت می‌شه از شبکه‌های اجتماعی چیزی بهش نشون بدی که ندیده باشه یا تو دیجیتال مارکتینگ سرنخی پیدا کنه و دنبالش نکنه. شیما تو ادوردز - به قول گزارشگرهای کشتی- برای خودش صاحب سبکه و ضمناً دست به قلم خوبی هم داره و همین طور که تو صندلی‌اش تا انتها فرو رفته (در حقیقت یه جورایی غرق شده) می‌تونه ساعت‌ها بنویسه.
اشتراک گذاری

ما نظرات و سوالات شما را با دقت می‌خوانیم و پاسخ می‌دهیم

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نظر دهید تعداد کاراکتر مانده: 300

تماس ۰۲۱-۸۲۸۰۴۵۹۹